صفی علیشاه

شعر 301 | تو عبدالوارث آنرا دان که حادث

تو عبدالوارث آنرا دان که حادث

چو شد فانی جانرا اوست وارث

خود اینهم از خواص اسم باقیست

بر اهل دور وارث وجه ساقیست

پس از فوت و فنای کل اشیاء

نماند کس بغیر از وجه یکتا

چو گردد قطره‌ها بر بحر راجع

شود بر قطره وارث بحر جامع

ز عبدالوارث ار جوئی نشانه

چو سوی فرق سازندش روانه

بود او وارث علم نبیین

پیمبر یا وصی باشد بتعیین

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.