شعر 363 | بده از لائمه دل را تسلی
بده از لائمه دل را تسلی
که آن نوریست فوری در تجلی
بود بربارقه یا خطره موسوم
که گرد زود ظاهر زود معدوم
خود آن آثار حسن حقتعالی است
دل از وی منجذب سوی دل آراست
برفت از خود چو دید آنحسن موزون
شود تا رفته رفته محو و مجنون
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.