صفی علیشاه

شعر 408 | بود مستهلک آن فانی بالذات

بود مستهلک آن فانی بالذات

که باقی زو نماند رسم و عادات

چو در ذات الاحد گردید فانی

نماند ز او نشانی در نهانی

همانا بعد استهلاک اشیاء

بود آنوجه هو باقی و برجا

چو غیری باوجود او نشاید

از آنرو غیر او مستهلک آید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.