صفی علیشاه

شعر 122 | وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا ص

وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ اُنْصُرْنٰا عَلَی اَلْقَوْمِ اَلْکٰافِرِینَ (۲۵۰)

و چون برابر شد مر جالوت را و لشگرهایش گفتند پروردگار ما فرو ریز بر ما شکیبایی را و ثابت بدار پاهای ما را و یاری ده ما را بر قوم کافران (۲۵۰)

پس چو بر جالوتیان ظاهر شدند

در تقابل ثابت و صابر شدند

نصرت از حق خواستند اندر غزا

بر سپاه کفر از بهر جزا

حق اجابت کرد استدعایشان

صبر و نصرت داد بر اعدایشان

« در ثبات عزم »

آن اجابت بر ثبات عزم بود

عزم ثابت منهزم کرد آن جنود

شد چو ثابت عزم و هم واحد مهم

خصم بر ناچار گردد منهزم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.