طبیب اصفهانی

غزل 72 | گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند

گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند

ناله را مرغ چمن به که فراموش کند

نالم از دیده تر تابکی از مشت خسی

هر نفس آتشی افروزم و خاموش کند

در کنار توازین رشگ خورم خون که مباد

با خیال تو کسی دست در آغوش کند

تا بکی جور جوانان قصب پوش مگر

اثری ناله پیران خشن پوش کند

سادگی بین که باین سست وفا یار طبیب

بسته‌ام عهدی و دانم که فراموش کند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.