طغرای مشهدی

غزل 14 | منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن

منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن

آب حیات می دهد، آتش سوختن مرا

جوهرچوب دار را ساخته ام طلسم خود

تا نبرد به هر طرف، کشمکش رسن مرا

نازکی شمیم گل، طرح درشتی افکند

بی قد سرو او بود گر هوس چمن مرا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.