طغرای مشهدی

غزل 45 | آن زلف سیه دل سبکپا

آن زلف سیه دل سبکپا

یک سر دارد، هزار سودا

بی شمع رخت، نسیم گردید

جلاد چراغ خانه ما

تیغش که به ما سری ندارد

آبی ست که بسته شد ز بالا

دل تاب غمش نداشت امروز

کردیم ذخیره بهر فردا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.