طغرای مشهدی

غزل 54 | ساقی پیاله داد به چنگ هوس مرا

ساقی پیاله داد به چنگ هوس مرا

مطرب چو نی نواخت به تار نفس را

در کاروان شوق ز تنهاروان شدم

از راه برد بس که فغان جرس مرا

لب بسته ام ز شکوه بیداد روزگار

ترسم فزون شود ستم از دادرس مرا

خود را به فکر آن لب میگون نمی دهم

ترسم ز بوی باده بگیرد عسس مرا!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.