طغرای مشهدی

غزل 147 | هر دل که ازان نگار خالی ست

هر دل که ازان نگار خالی ست

باغی ست که از بهار خالی ست

از کودک اشک می شود پر

هرجا ز توام کنار خالی ست

با اینهمه ریشه کاری سعی

دستم چو کف چنار خالی ست

چون شیشه ساعتم سبکروح

روزی که دل از غبار خالی ست

طغرا، شده گلشن از بتان پر

افسوس که جای یار خالی ست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.