طغرای مشهدی

غزل 295 | گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش

گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش

که اگر سعی کنی، دست به دنیا نرسد

من کجا، دسترس قیمت وصل تو کجا

ترسم از مفلسی ام کار به سودا نرسد

خنده گر بر در و دیوار جهان ریخته است

غیر دندان تاسف به لب ما نرسد

گر به طغرا نظری می کنی، امروز بکن

بلکه از درد فراق تو به فردا نرسد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.