طغرای مشهدی

غزل 307 | آرام نگیرد نفسی بر مژه ام اشک

آرام نگیرد نفسی بر مژه ام اشک

کودک چو رود بر سر دیوار، بترسد

در گوشه این کلبه، خرابی شده پنهان

روزی که برآید، در و دیوار بترسد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.