طغرای مشهدی

غزل 309 | فرهاد تیشه بر سرِ غم‌پیشه می‌زند

فرهاد تیشه بر سرِ غم‌پیشه می‌زند

عاشق چنین به جانبِ خود تیشه می‌زند

ساغر به ذوق آنکه شود همچو پیر جام

دست طلب به دامن هر شیشه می‌زند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.