طغرای مشهدی

غزل 311 | تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد

تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد

خاک ناپاک شد و طینت من پاک نشد

بس که آتش به سرم ریخت خیال تو چو شمع

اشکها ریخت ز چشمم، مژه نمناک نشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.