طغرای مشهدی

غزل 321 | ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست

ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست

این باده را مگر به لب گل توان چشید

آن تنگ روزی طربم کز می نشاط

بی بهره تا نگشت لبم، کی زبان چشید

یک قطره باده در ته خمخانه ام نماند

از بس که محتسب به لب امتحان چشید!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.