طغرای مشهدی

غزل 330 | تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا

تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا

به درد من چو رسی، دردمند خواهی شد

نصیحتی بشنو غنچه، پیش گل منشین

که از مصاحبتش هرزه خند خواهی شد

به تخم اشک من از جوی دیده گوید آب

که چون ز خاک برآیی، سپند خواهی شد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.