طغرای مشهدی

غزل 338 | بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را

بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را

گنج باد آورد می خواهم اگر باد آورد

بس که آن بدخو مرا بی بهره می خواهد ز وصل

می کند خود را فرامش، گر ز من یاد آورد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.