طغرای مشهدی

غزل 394 | عشوه بیرون نمی رود ز تنش

عشوه بیرون نمی رود ز تنش

کی توان موج را زآب کشید

نکشد ناز شمع کافوری

هرکه ساغر به ماهتاب کشید

ساقی از بهر پای تابوتم

دست خود را ز باده آب کشید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.