طغرای مشهدی

غزل 399 | نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی

نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی

به هندستان زلفت از برای مال می آید

اگر چون سنبلت صدبار فال از شانه می گیرم

پریشانی به چندین رنگ در هر فال می آید

نمی دانم کجا بگریزم از دست سیه بختی

که هر جا می روم، چون سایه از دنبال می آید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.