طغرای مشهدی

غزل 448 | یار میان باز کرد، رو به کناری نشین

یار میان باز کرد، رو به کناری نشین

سیرت حیرت بیار، صورت دیوار باش

فتنه گر روزگار، گشته سحرخیز جنگ

شب چو رسد، همچو تیغ، خفته بیدار باش

به سان مهره شطرنج خانه گرد مباش

بتاب رخ ز کسان، در پی نبرد مباش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.