طغرای مشهدی

غزل 474 | نیست یک دانه نصیب تن ما لذت رزق

نیست یک دانه نصیب تن ما لذت رزق

ما ز تقدیر نداریم جوی منت رزق

میل غم خوردن خود نیست مرا یک سر مو

خورده ام بس که پیاپی ز جهان حسرت رزق

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.