طغرای مشهدی

غزل 536 | تا توان از باغ وصلش صد گل یکدست چید

تا توان از باغ وصلش صد گل یکدست چید

هر دو دستش را گرفتار حنا می خواستیم

خواستیم آسودگی، لیکن خدا هرگز نخواست

گر خدا می خواست، ما هم از خدا می خواستیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.