طغرای مشهدی

غزل 567 | از بس ز پا فتاده ایام پیری ام

از بس ز پا فتاده ایام پیری ام

ناید ز صد جوان، سر مو دستگیری ام

آزاده ام مخوان، که ز ملک عدم، قضا

آورده در وجود به طرز اسیری ام

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.