طغرای مشهدی

غزل 647 | پژمرده بود حسن بت دست رسیده

پژمرده بود حسن بت دست رسیده

رنگ گل ناچیده ندارد گل چیده

گر مردمک از گریه به صد آب بشوید

بیرون نرود نقش تو از پرده دیده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.