طغرای مشهدی

غزل 672 | شمع است مرا حجت این حرف که بی جرم

شمع است مرا حجت این حرف که بی جرم

سر می رود از پای فشردن به غریبی

سرگشتگی آرد چو وطن، جای گریز است

بیجا ندود سنگ فلاخن به غریبی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.