طغرای مشهدی

غزل 688 | از غم دنیا نباشد هیچ کس جان بردنی

از غم دنیا نباشد هیچ کس جان بردنی

کس نمی آید به این غمخانه غیر از مردنی

تلخی ایام بنگر، کام دل از وی مجوی

بحر پرآب است، اما نیست آبش خوردنی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.