طغرای مشهدی

غزل 693 | گفتی که در دل تو، نگشود خاطر من

گفتی که در دل تو، نگشود خاطر من

چون خاطرت گشاید؟ در تنگنا نشستی

چون گل تو خوش نشینی، کو حد آنکه گویم

کاین جا چرا نیایی، وانجا چرا نشستی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.