ادیب الممالک

شعر 41 | «گرتاج» بود عزم ریا هست «پَچیو»

«گرتاج» بود عزم ریا هست «پَچیو»

«وَرسنگ» بود عجب و وقار است «رزیو»

«سیفود» تواضع و شهامت «سیفور»

«برکان» جهل است و کودنی هست «غَلیو»

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.