طغرای مشهدی

غزل 740 | گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها

گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها

چمن از پی ات گر آید، به بهار ما نیایی

سر خاک ما اسیران، شده موج خیز حسرت

ننهاده پا به کشتی، به مزار ما نیایی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.