شعر 7 | سخن چون سپاه بیان را گرفت
سخن چون سپاه بیان را گرفت
به این فوج، تخت زبان را گرفت
مسلم بود خسروی بر سخن
که دربسته، ملک دهان را گرفت
چو بر بادپای نفس شد سوار
دو صد قلعه گوش جان را گرفت
صف آرای ابیات رنگین چو گشت
اقالیم روح و روان را گرفت
چو از سطر، لشکرکشی ساز کرد
به یک نی سواری، جهان را گرفت
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.