غزل 54 | حنا از خون مردم بسته دستت
حنا از خون مردم بسته دستت
شده گلگون دو لعل میْپرستت
به قتل عاشقان تیغ دو ابروت
ز مژگان صف کشیده چشم مستت
به ما کلک قضا عشقت نوشته
مرا عاشق تو معشوق از الستت
جهان حسن را شاهی مسلم
تو را گردید از طرز نشستت
اگر اندر محیط غم دل ما
شود ماهی که تا گیری به شستت؟!
نیم آسوده از عشق تو طغرل
عنان اختیار من به دستت!
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.