غزل 118 | هر کرا زلف عنبرین باشد
هر کرا زلف عنبرین باشد
مار در گنج او قرین باشد
هست کیوان غلام هندویت
گرچه در چرخ هفتمین باشد!
توسن عمر بنده را ز ازل
داغهای تو بر سرین باشد
ماه در پیش خرمن حسنت
همچو خورشید خوشهچین باشد
حقههای عقیق لعل لبت
خاتم حسن را نگین باشد
انگبین را به نزد گفتارت
نسبت زهر و انگبین باشد
سرو در پیش قد دلجویت
از حیا مایل زمین باشد
گفتمش مردم از غمت گفتا
عشق ما را نتیجه این باشد!
جز خیالت به خاطر طغرل
نیست چیزی که همنشین باشد!
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.