ظهیر فاریابی

قطعه 9 | ای خسروی که رایت جاه و جلال تو

ای خسروی که رایت جاه و جلال تو

سر بر محیط عالم علوی فراشته ست

گردون مظلّه ای ست که در عرصه وجود

عصمت همیشه بر سر مُلکت بداشته ست

از چهره زمانه فرو شوی گرد ظلم

ایزد تو را بر او نه به بازی گماشته ست

شاها منم که خامه اقبال روز و شب

مدح تو بر صحیفه جانم نگاشته ست

مگذار ضایعم که مرا دور روزگار

بر اعتماد جود تو ضایع گذاشته ست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.