ظهیر فاریابی

رباعی 23 | بر کرده چو مه سر از گریبان می رفت

بر کرده چو مه سر از گریبان می رفت

در دامن خورشید خرامان می رفت

گه گه به سخن درآمده لعل لبش

گویی عرق از چشمه حیوان می رفت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.