ظهیر فاریابی

رباعی 35 | دی چشم تو را سِحر مطلق می زد

دی چشم تو را سِحر مطلق می زد

مکر تو رهِ گنبد ارزق می زد

تا داشتی آفتاب در سایه زلف

جان بر صفت ذره معلق می‌زد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.