عارف قزوینی

غزل 17 | گر مراد دل خود حاصل از اختر نکنم

گر مراد دل خود حاصل از اختر نکنم

آسمان، ناکسم ار چرخ تو چنبر نکنم

مادر دهر اگر مثل تو دختر زاید

بی‌پدر باشم اگر مادر و دختر نکنم

این تویی در بر من یا که بود خواب و خیال

که من از بخت خود این واقعه باور نکنم

سر از آن شب که ز بالین تو برداشته‌ام

خویش را در دو جهان با فلک همسر نکنم

نیست یک شب که من از حسرت چشمت تا صبح

متصل خون دل از دیده به ساغر نکنم

شعلهٔ آه من آتش به جهان خواهد زد

ز آب چشم خود اگر روی زمین تر نکنم

خون من ریز میندیش تو از حشر که من

شکوه از دست تو غیر از تو به داور نکنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.