عبید زاکانی

قطعه 21 | بیش از این از ملک هر سالی مرا

بیش از این از ملک هر سالی مرا

خرده‌ای از هر کناری آمدی

در وثاقم نان خشک و تره‌ای

در میان بودی چو یاری آمدی

گه گهی هم باده حاضر میشدی

گر ندیمی یا نگاری آمدی

نیست در دستم کنون از خشک و تر

زآنچه وقتی در کناری آمدی

غیر من در خانه‌ام چیزی نماند

هم نماندی گر به کاری آمدی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.