غزل 10 | چون زلف تو بی قرارم از عشقت
چون زلف تو بی قرارم از عشقت
چون چشم تو با خمارم از عشقت
زان روی که برگ لاله را ماند
دلسوخته لالهوارم از عشقت
زان زلف چو روزگار شوریده
شوریدهٔ روزگارم از عشقت
بارم ندهی و من ز دلتنگی
با دیدهٔ اشکبارم از عشقت
تا خوار مرا چو خاک میداری
جز باد به کف ندارم از عشقت
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.