عطار

شعر 4 | بزرگی هم نکودل هم نکو عقل

بزرگی هم نکودل هم نکو عقل

ز خواجه بوعلی طوسی کند نقل

که این ساعت تو در عین بلائی

که از سر تا قدم جمله فنائی

همه پشتی همه رو گرد در راه

همه رؤیت همه دیده شو آنگاه

همه دیده همه دل شو بیکبار

که تا آگه شوی زین رمز بسیار

اگر تو جملهٔ دل درد گردی

همه درمان شوی و مرد گردی

اگر تو درد خواهی تا بدانی

ترا مرگست روی ای زندگانی

ولی میدان که عین درد آنست

که هرگز در دو عالم کس ندانست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.