شعر 30 | تو طوطی قفس را تا نمیری
تو طوطی قفس را تا نمیری
نخواهی رَستن از بند اسیری
ترا چون در صف صورت کشیدند
تو افتادی به دام، ایشان بریدند
بمیر از لذت و ترک شکّر کن
چو سیمرغ از همه عالم گذر کن
اگر ترک از شکر گیری تو چون باز
به هندوستان روحانی رسی باز
وگرنه بر سر باطل بمانی
چو کوری بیعصا در گِل بمانی
همیغلتی چو مرغ سر بریده
به دست خویشتن شهپر بریده
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.