عطار

شعر 4 | زان پیش که نُه خیمهٔ افلاک زدند

زان پیش که نُه خیمهٔ افلاک زدند

وین خیمه به گرد تودهٔ خاک زدند

در عالم جان برابرش بنشستند

بر قصر قدم نوبت لولاک زدند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.