عطار

شعر 30 | گه جان، دل خویش، غرق خون مانده دید

گه جان، دل خویش، غرق خون مانده دید

گه سرگردان و سرنگون مانده دید

در دریایی که خویش گم باید کرد

چندان که درون رفت برون مانده دید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.