عطار

شعر 66 | در بند خیال غیر یک ذرّه مباش

در بند خیال غیر یک ذرّه مباش

در بحر ز خویش گم شو و قطره مباش

عالم همه آینهست و حق روی درو

تو روی نگر، به آینه غرّه مباش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.