عطار

شعر 43 | عمری به فنا بر دلم آوردم دست

عمری به فنا بر دلم آوردم دست

تا دل ز فنا به زاری زار نشست

از هیچ نترسم جز از آن کاین دل پست

با خاک شود چنانکه پندارد هست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.