عطار

شعر 52 | جانا چو ره تو راه ذُلّ و عِزْ نیست

جانا چو ره تو راه ذُلّ و عِزْ نیست

کاریست که کار قادر و عاجز نیست

پس گم شدنم به و چنان گم شدهام

کامکان پدید آمدنم هرگز نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.