عطار

شعر 29 | از پای در آمدم ز سرگردانی

از پای در آمدم ز سرگردانی

وز دست شدم ز غایت حیرانی

از ملک دو کون سوزنی بود مرا

در دریائی فکندم از نادانی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.