عطار

شعر 47 | دل رفت و جگر با دل ریش آمد باز

دل رفت و جگر با دل ریش آمد باز

کی مرغِ ز دام جسته پیش آمد باز

هر گوی که او در خمِ چوگان افتاد

هرگز نتواند که به خویش آمد باز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.