عطار

شعر 12 | دل را که هزار باره در خون کشمش

دل را که هزار باره در خون کشمش

وقت است که در خطهٔ بیچون کشمش

وان شاهدِ پردگی که جان دارد نام

مویش گیرم ز پرده بیرون کشمش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.