عطار

شعر 22 | جانی که نهفت زنگ دنیی او را

جانی که نهفت زنگ دنیی او را

روشن نکند صیقل معنی او را

هر کز غم دنیی بسر آرد عمری

چه بهره بود ز ذوق عقبی او را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.