عطار

شعر 38 | ای از تن منقلب گذر ناکرده

ای از تن منقلب گذر ناکرده

جان را به سفر اهل بصر ناکرده

گوهر نشوی تا سفرِ جان نکنی

گوهر نشود قطره سفر ناکرده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.