عطار

شعر 36 | بیچاره دلم که راحت جان میجست

بیچاره دلم که راحت جان میجست

جمعیت ازان زلف پریشان میجست

در تاریکی زلف تو فانی گشت

کز تاریکی چشمهٔ حیوان میجست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.